تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
92
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
نوشته است . اگر چه رسالهء ايشان به دست ما نرسيده تا ببينيم جواب ايشان در اين محاكمه چه بوده است . « 1 » چنان كه ادعاى آن رجل همدانى هم با براهين آن به دست ما نرسيده و اين وجوه مذكوره ، تأييدى از سوى ما براى ادعاى وى بود و اكنون لازم است از ادلهء او جواب داده شود . اما اينكه گفت : مفهوم واحد از اشياء مختلفه انتزاع نمىشود . گوييم : معناى انتزاع اين نيست كه مفهوم را در اين عالم از يك رشته اشياء انتزاع كنيم ، بلكه معناى انتزاع با ذكر اين مقدمه بيان مىشود كه وحدت و كثرت انواعى دارد و وحدت منقسم به انواعى است و وحدت در هر مرتبه ، كثرت در مقابل آن است . مقابل وحدت عدديه ، كثرت عدديه و مقابل وحدت نوعى ، كثرت نوعى و مقابل وحدت جنسى ، كثرت جنسى و مقابل وحدت اعتبارى ، كثرت اعتبارى است . مثلًا اين جمع يك انسان نيست ، بلكه انسانهاست . حال اگر جمع حاضر در اين مجلس را واحد اعتبار نماييم ، در مقابل آن ، كثرت اعتباريه خواهد بود . طبيعت من حيث هى كه مقسم است ، در مرتبهء ذات از هر قيدى حتى از قيد لا به شرط عارى و عريان است . اين است كه گفتهاند : لا به شرط قسمى ، قسمى از لا به شرط مقسمى است و لا به شرط قسمى نه خارجاً و نه ذهناً وجود ندارد . و چون طبيعت ، نه قيد وحدت دارد و نه قيد كثرت ، هم كثير مىشود و هم واحد مىگردد . و چون هيچ نحوى از قيود در طبيعت داخل نيست ؛ لذا طبيعت با تمام قيود سازش داشته و چون در مرتبهء ذات ، غير ذات چيزى نيست « و طبيعة الشىء ليست الّا هو » هم معدوم و هم موجود مىشود . و تمام ماهيات به اين نحو است . به خلاف وجود كه تنها او داراى حقيقت و بالاصاله موجود است و وحدت حق اوست و ماهيات بالعرض و به طفيل او موجود است . تشخصات براى افراد است نه طبايع . كثرات و وحدات از طبيعت خارج است ولى طبيعت اباى از تكثر و وحدت ندارد ؛
--> ( 1 ) - اين رساله كه همان « رسالة بعض الافاضل الى علماء مدينة السلام » مىباشد در رسائل شيخ الرئيس به چاپ رسيده است . رجوع كنيد به : رسائل ، ج 1 ، ص 462 - 479 .